محمد حسن خان اعتماد السلطنه
599
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
ازاينرو از سال 1307 تا 1309 به نيابت اللهقلى ميرزاى ايلخانى حكومت قزوين را داشت و از 1310 خودش مستقلا حاكم آنجا شد . در موقع مسافرت امين اقدس به اروپا او رياست همراهان زن شاه را داشت و در اروپا كاريكاتور او و آغا بهرام خواجه و ميرزا احمد خان مترجم را كه باهم دعوى مىكردند كشيدند و اين امر در ايران انعكاسى بد يافت . ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 797 و 802 ) آقا باقر مردى به كلى بيسواد ولى زرنگ و جدى و پشتكاردار بود . مقام و منصب او را مغرور نمىكرد و گاهى خود را « باقر كچل » مىخواند . ( مينودر ، ص 254 ) با اين صفات زيردست فردى مثل خود تربيت شد و مشاغلى از قبيل مديريت گمرك گيلان و مازندران و بنادر و درياى خزر ، مأموريت غلات قزوين ، تصدى قسمتى از آبدارخانهء شاهى ، حكومت طارم ، حكومت لشتنشا و تصدى املاك خالصهاى كه از مجد الدوله در ازاى باقى مالياتى او گرفته شده بود ، رياست سوارهء قرهسوران و ادارهء راه شوسهء قزوين به او واگذار شد و او در اين مشاغل هم خود ثروتمند شد و هم خدماتى انجام داد . از طرز حكومت او در قزوين اظهار رضايت شده است . چه او در دورهء فرمانروائى خودش درآبادى قزوين زحمت بسيار كشيده و در عمران اين شهر سهم وافرى داشته است . سراى سعادت يا سعديه را او ساخته و آثار ديگرى نيز بهوجود آورده است . چگونگى حكمرانى او را مؤلف مينودر در كتاب خود آورده است . وى در حدود پانزده سال با قدرت در قزوين حكومت نمود . ( مينودر ، ص 289 و 252 ) در 1306 ملقب به سعد السلطنه شد . در تجمل زندگى او اعتماد السلطنه مىنويسد : « خانهء سعد السلطنه اگرچه در محلات كثيف طهران واقع است بايستى زياده از صد هزار تومان خرج كرده باشند . دوسه اطاقش و گلخانهاش كه من ديدم متجاوز از هشتاد چهلچراغ آويخته شده بود . . . هر اطاقش به قدر تمام مايملك من اسباب دارد . ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 1097 ) در مأموريت امين الدوله به تبريز آقا باقر نيز با او بود و مدتى حاكم ساوجبلاغ مكرى گشت . از 1315 تا 1316 حاكم گيلان بود . در 1325 حاكم زنجان شد و در آنجا ميان او و آخوند ملا قربانعلى مجتهد فاضل سالخورده و با قدرت شهر كدورتى پيش آمد و ماده غليظ شد . آخوند دستور داد او را گرفته از شهر بيرون كنند . طلاب و عوام الناس به مقر حكمران ريختند و در اين هنگامه چماقى بر سر سعد السلطنه فرود آمد و او بىهوش شد . وزير زنجان در صدد نجات و مداواى او برآمد ، ولى آخوند پيام داد كه بايد حاكم در ظرف دو ساعت از شهر برود و گرنه خانهء وزير خراب خواهد شد . او نيز ترسيد و حاكم را با درشكهاى به طهران روانه كرد . او در ميان راه در قروه درگذشت . جنازهء او را به قم بردند و در مقبرهاى كه براى خود در صحن امين السلطان بود دفن كردند . آقا باقر داراى درجه و منصب امير تومانى نيز بود . داستان سعد السلطنه و ملا